ویانای نازمویانای نازم، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 3 روز سن داره
وبلاگ ویانا جونوبلاگ ویانا جون، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 25 روز سن داره

ویانا کوشولو دومین فرشته ی مامان بابا

گردش

سلام ماه کوچولوی مامان محبوبه دیروز برای اولین بار بردیمت خونه باغِ مامان جون اینا اگه بدونی چقدر خوشحال بودی و تند تند دست و پای کوچولوتو تکون تکون میدادی فقط زیاد نتونستم ازت عکس بگیرم خوشگلکم آخه باد میومد و نمیشد زیاد بیرون باشی الانم یه کوچولو سرفه میکنی خیلی نگرانم میترسم خدایی نکرده سرما خورده باشی عروسکم خواهش میکنم سرما نخور باشههههههههه وقتی باد شروع میشد من بغلت میکردم و فرار میکردم اینقدر خوشت میومد من میدویدم کلی میخندیدی و غش میرفتی از خنده الهی دورت بگردم اینقدر با مزه قهقهه میزنی دلم ضعف میره اینجا توی باغه و داری ویتامین dمیگیری بغل بابا البته زیاد خوشت نمیومد اخموی مامان اینجا هم تو خو...
24 ارديبهشت 1393

دختر کوچولویِ 110روزه ی ما:-)

سلام گل خوشبوی مامان الهی مامان به فدای شما دختر نازش امروز 110روزه شدی قرررررربونت برم من ایشالا 120ساله بشی و یه عالمه نوه و نتیجه داشته باشی اگه بدونی چقدر دوست داشتنی و ملوس شدی محاله که جایی بریم و کسی بهت توجه نکنه هر وقت میریم خیابون همش صدای پچ پچ آدما میاد هی به همدیگه میگن ای خدا چه دوخمل ناژی تازه یه روز هم یه پسرِ حدودا20-21سال داشت از روبرو میومد اینقدر محو تماشای شما شده بود یهو پاش رفت تو چاله ی کنار درخت دوستاش کلی بهش خندیدن مامان جونا و بابا جونا و عمه ها و عمو ها و دایی و خاله رو که نگوووووووو میخوان قورتت بدم و هر کدوم برات یه اسم گذاشتن:یکی بهت میگه ویتامین یکی میگه ویولون یکی می...
20 ارديبهشت 1393

غوره کوچولو

سلام غوره ی ناز مامان جونم برات بگه غوره یکی از القابت توی دوران بارداریه من بود که من حسابی ویار به غوره و ترشی داشتم و اسمت رو گذاشتم غوره کوچولو دوستایی که تو دوران بارداری همراهم بودن کاملا یادشونه که اون موقع اسمت غوره بود !!!!!!!! حالا میخوای بگم چرا یاد دوران بارداری و غوره کوچولو افتادم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ میدونی امروز چه روزیه؟؟؟؟؟؟ امروز دقیقا همون روزیه که شما یعنی غوره کوچولوی خوشمزه ی من تو دلم جوونه زدی یعنی 1سااااااااال گذشت مامانی دخمل گلم دردونه ی من عشق نازم وقتی شما تو دلم جوونه زدی من اصلا اصلا خبر نداشتم و کلاس پیلاتس میرفتم و حرکات کششی و شدید انجام میدادم و باردار بودم الهی قربونت برم ببین خدا چقدر ...
9 ارديبهشت 1393

3ماهگی

سلام توپول طلای من فرشته ی رویاهای مامان دختر ناناز من قربون اون شکل ماهت برم قربون اون خنده هات برم فرشته ی زمینیه مامان محبوبه: 3ماهگیت مبــــــــــــــــــــــــــــارک قربونت برم عروسک خوشمزم عشقولانه ی خواهری و برادری ویانا جونم داداشی با اینکه خودش هنوز کوچولوئه ولی باور کن عاشقته الهی قربون جفتتون برم که قلبم براتون میتپه دستبرد داداشی به گل سر آجی مادر به فدای اون قهقهه زدنت مادر به فدای اون آواز خوندنت الهی دورتون بگردم اینجا داداشی داره استفاده صحیح از کنترل رو بهت یاد میده البته به زووووور ...
1 ارديبهشت 1393
1